تبليغاتX
آذرخش ***به سراغ من اگر مي آييد نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من***
اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار 

اکنون که زنده ام...

صبر نکن تا بمیرم...

بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید

ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت

خاکسترسرد پنهان کنی   

پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد  

اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم

براي شکستن دل يه لحظه وقت کافيه ....

 اما براي اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت پيدا نکني....

 مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي ....

 اما نميتونم جلوي اشکي را بگيرم که با رفتن....

 تو از چشمانم جاري مي شه

اگه يه روز دلت خواست گريه كني به من بگو قول نميدم بتونم بخندونمت اما ميتونم باهات گريه كنم ..اگه يه روز خواستي ازينجا بري نترس بهم بگو قول نميدم بتونم تورو از رفتن باز دارمت اما ميتونم باهات بيام ..اگه يه روز نخواستي صداي كسي رو بشنوي بهم بگو قول ميدم سكوت كنم . اما اگه يه روز صدام كردي و جوابي نشنيدي زود بيا دنبالم شايد اين منم كه به تسلاي تو نياز دارم

+ نوشته شده توسط زینب در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 7:52 |

دلم گرفته آسمون
نمی تونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم
نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها
روسینه ی من اومده
آخ داره باورم میشه
خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون
از خودتم خسته ترم
تو روزگاره بی کسی
یک عمره که در به درم

حتی صدای نفسم
میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدنه
یک کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون
یکم منو حوصله کن
منو که از این روزگار
یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگرن
عقربه های ساعتم
برگه یک تقویم میکنه
لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمین
یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره
یه آدم شکسته تن


آهای زمین
یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره
یه آدم شکسته تن

+ نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 6:5 |



اي كاش واژه هاي                    عشق غرور دروغ                  با هم سازگاري نداشتند تا بخاطر                    عشق از روي                     غرور به هم                 دروغ نمي گفتيم